![]() |



زرير برادر گشتاسب به فرمان شاه پاسخ مي دهد كه ما دين نو را كه پسنديده و پذيرفته ايم رها نمي كنيم و براي جنگ نيز آماده ايم . اگر هم پسران ، برادران و بزرگان من و نيز هر كس كشته شوند من پيرو اين دين پاك خواهم ماند . آن چه را كه از اهورا مزدا يافتم از دست نخواهم داد .
هم زمان به فرمان گشتاسب بسيج همگاني از پسران ده ساله تا مردان هشتاد ساله با روشن كردن آتش بر ستيغ كوهها و فرستادن پيكها آغاز مي شود .
اين هم آغازي است براي نبردهاي ديني ايرانيان كه در يكي از آن ها آشو زرتشت به هنگام نماز و نيايش در آتشكده ي بلخ ، در هفتاد و هفت سالگي با هشتاد كس از موبدان به دست تو برادر و ريش توراني در روز خور و ماه دي در راه توحيد و انديشه ي والاي خويش شهيد مي شوند و فروهرشان به گروكمان برين به پرواز در مي آيد . كس چه مي داند شايد اين پاك مردان نخستين كساني باشند كه در راه انديشه و آرمان خويش مرگ سرخ را پذيرا شدند و نوشه ي جاودگاني را نوشيده اند .
جاماسب فرزانه وزير گشتاسب شاه پيش بيني مي كند كه در اين رزم ، زرير برادر شاه و چند تن ديگر از نزديكان شاه و فرزندانش به شهادت مي رسند و جنگ به پيروزي ايرانيان پايان مي پذيرد . در اين حماسه ما از كشته شدن زرير و سرنوشت درفش او دلاوري پسر زرير به نام بستور و سوگواري او بر پدر و نيز از جنگاوري اسفنديار فرزند شاه ، گرامي كرد پسر جاماسب و شكست دشمن و گرفتاري ارجاسب شاه توران آگاه مي شويم .