![]() |



نقش درفش اشكانيان اژدها ، خورشيد ، اسب و خوشه بوده است . و گاه مانند رومي ها عقابي دو سر به كار مي بردند و گاهي همچون بابليان ماه و ستاره را . به اذعان بيشتر تاريخ نويسان و پژوهندگان ، اشكانيان از جمله سلسله هاي ايراني بودند كه تنها اطلاعاتي اندك و آثاري كم از آنان باقي مانده است به طوريكه در شاهنامه ي فردوسي نيز تنها ابياتي چند درباره ي آنها كه از نژاد پارت بوده اند آمده است . از اين رو ما نيز ( اعضاي گروه آريا زمين ) نتوانستيم درباره ي درفش آن ها و نشان و نمادشان اطلاعات زيادي بدست بياوريم . و در اين جا به ذكر داستاني كوتاه كه مي توان آن را مرتبط با موضوع مقاله دانست مي پردازيم :
در زمان اشك سيزدهم سه سردار بزرگ روم را اداره مي كردند : ژوليوس سزار درگانيا ( فرانسه ) ، پومپه در اسپانيا و كراسوس در سوريه .
گراسوس سرداري پير و جاه طلب بود ، در بين النهرين به تاخت و تاز پرداخت و به شهرهاي مرزي ايران نزديك شد و در نقاطي مناسب پادگانهايي گمارد . اشك سيزدهم ، يك هيئت نمايندگي فرستاد تا هم از نيت واقعي كراسوس آگاه شود و هم به او آگاهي داده كه نيروي ايران در برابر هرگونه پيشامدي از شارفت ملي خود دفاع مي كند . هيئت نمايندگي ايران ماموريت خود را به اين شرح اعلام كرد :
اگر اين سپاه را رومي ها فرستاده اند ما با آن جنگ خواهيم كرد و به كس امان نخواهيم داد . اگر اين جنگ بر خلاف اراده ي مردم روم است و شما براي سود جويي با سلاح وارد كشور پارتي ها شده و شهرهاي ما را گرفته ايد ، ارشك براي نشان دادن حسن نيت و اعتدال خود ، حاضر است كه رحم به پيري شما كند و به رومي هايي كه در شهرهاي او هستند اجازه بدهد تا بيرون بروند . زيرا دولت ما اين رومي ها را زندانيان خود مي داند نه پادگان شهرها . كراسوس سخت برآشفت و با خودخواهي گفت : پاسخ اين پيام را در سلوكيه خواهيم داد .
ويزي گش رئيس هيوت نمايندگي ايران در حالي كه مي خنديد دست خود را به سوي كراسوس دراز كرد و كف آن را نشان داد و گفت : كراسوس اگر از كف دست من مويي خواهد روييد تو هم سلوكيه را خواهي ديد .