![]() |



در دنياي امروز كه آهن هاي سرد همه ي زندگي بشر را فرا گرفته و انسان در مرداب بي معنايي فرو مي رود,هويت ارزش فوق العاد ه اي مي يابد .بي شك در اين ميان مردماني كه از غناي فرهنگي بيشتري بهره مند ندو از منظر تاريخي از گذشته ي درخشاني بر خوردارند ,مي توانند سرشار از معنوبت شوند و گرما بخش پيرامون خود باشند .از اين رو يونسكو به عنوان يك سازمان بين المللي در تلاش است از اين ميراث كهن بشري پاسداري كند و آن را براي نسل هاي آينده نگه دارد .
از اين حكومت هاي ملي دموكراتيك براي نگه داري ,باز سازي ميراث فرهنگي و هويت و گاه ساختن هويتي نو تلاش مي كنند آنچه از گذشته بر جا مي ماند را بازسازي كرده و به عنوان پيشينه ي فرهنگ ميهني خود براي پاس داشت چيسني امروز خود و پر كردن ظرف بي معنايي ,براي امروز و نسل هاي آينده نگه دارند .
از سوي ديگر باز گشت به خويشتن در چارچوب دنياي مدرن در قالب فرهنگي آن و توجه نشان دادن به ميراث فرهنگي سبب همبستگي ملي مردمان سرزمين ها و قوميت هاي گوناگون مي شود به شكلي كه به آن ها توان ونيروي وبژه اي براي پيشرفن و توسعه ي كشورهايشان مي دهد .چين و هند دو نمونه ي بارز اين سخن در ميان كشور هاي در حال توسعه اند .چين به طور سيال ميان بيست تا سي برابر فروش نفت ما از صنعت توريسم در آمد دارد .
از اين رو يك كاذب ميان كشور هاي نزديك از لحاظ از فرهنگي به وجود آمده است كه در تلاشند جشن ها ,آلات موسيقي ,رقص ها ,شخصيت هاي تاريخي ,مذاهب و... بيشتري را به نام كشور و مردم خود ثبت كنند,براي نمونه مي توان به دين زرتشت و پيامبر آن اشاره كرد كه چندين كشور از جمله افغانستان,تا جيكستان و ... به دنبال ثبت نام پيامبر روشناييو باورهايش به نام كشور خود بودند كه در اين ميان با ديپلوماسي هاي قوي تا جيگستان و راي زني هاي راي زن فرهنگي اش موفق شدند او را به نهم كشور خود ثبت كنند.
در همين راستا جشن نوروز نيز در يك تاراج فرهنگي ديگر از كشورمان به مدعيان بسياري از جمله تركيه ,ارمنستان ,افغانستان و... روبه رو گشته تا در سازمان يونسكو به نام خود صبت گردانند اما متاسفانه در اين ميان نماينده ي فرهنگي جمهوري اسلامي ,آنگونه كه مي بايد كاري انجام نمي دهد .البته پيداست با سياست خارجه و دشمن تراشي هاي دولت مردان جمهوري اسلامي انتظار بيشتري نمي توان داشت .
كنگره هاي سازمان فرهنگي كشورمان متاسفانه ضعيف و گاه همراه با يك دشمني با ميراث فرهنگي و تاريخ اين كشوذر است كه اگر مجالي يابند به تخريب ميراث باستاني ايران كهن همت گماشته و هر آنچه را كه به گذشته ي اين مردم باز مي گردد ,نا بود ميكنند.
از جمله ميتوان به يورش عده اي از دشمنان فرهنگي اين مردم در اوايل انقلاب به تخت جمشيد اشاره كرد كه در اين ميان ايران دوستان به هر بهانه اي موفق به پاسداشت آن ميراث كهن ملي و بشري شدند .جايگاهي كه بر خلاف بسياري از بناهاي تاريخي دنيا با بردگي ساخته نشده بلكه همه ي زنان و مرداني كه در آن به كار سر گرم بوده اند براي كاري كه انجام مي دادند دست مزد دريافت مي كرده اند .
و كنون سد سيوند و زير آب رفتن مجموعه يفرهنگي و تاريخي پاسارگاد به شكل نويني مورد تهاجم قرار گرفته است .خوشبختانه واكنش گروهها ,حزب ها ,ان جي اها و شخصيتها ي فرهنگي /سياسي و ... باعث شده تا متوليان اين موضوع دقت بيشتري به خرج دهند .متاسفانه هنگامي كه براي مسئولان فرهنگي كشور زير مشت رفتن چند هكتار زمين از پاسداشت ميراث فرهنگي يك ملت مهم تر باشد (كه البته بهانه اي بيش براي تخريب ميراث فرهنگي اين كشور نيست ) چه مي توان گفت؟
هنگامي كه آسمان خراش هاي كذايي سر به فلك كشيده كه به عده اي خاص باز مي گردد ,از ميدان نقش جهان اصفهان مهم نر استچه ميتوان گفت ؟
هنگامي كه در اوج عربزدگي نام كوهي كه پيكر پاك شهيدان ميهن كه براي استقلال سياسي ,اقتصادي ,فرهنگي اين كشور جان خود را ارزاني داشتند ,/جبل النور/ گذارده مي شود ,چه مي توان گفت؟
بر گرفته از ايران امروز